معين الدين محمد زمچى اسفزارى

70

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

وجه چهارم : گويند سكندر با مادر خود جهت بناى هرات مشورت كرد و در آن وقت غير از قهندز آبادان نبوده . دايم تركان اهل « 1 » قهندز را ايذا كردندى و جهات ايشان « 2 » ببردندى و دست تطاول و تعدى تركان ازيشان كوتاه نميشد ، چه تركان با وجود كثرت اعداد جلادت و تهور تمام داشتند . سكندر را « 3 » مادر رخصت داد « 4 » كه برود به شرط آنكه زياده از يكسال در هرات توقف « 5 » و مقام نكند . چون سكندر آغاز بناى هرات « 6 » نهاد خلق

--> در ميان سخنوران و اهل عرفان ايران چند تن رضى الدين نام ميباشند . اعنى : ( رضى الدين نيشابورى ) كه از افاضل شعراء خراسان است ، و در قصيده‌سرائى يد طولائى داشته ، و مدّاح ملوك خانيهء سمرقند قلج طمغاج خان ابراهيم بن الحسين و پسرش قلج ارسلان خان عثمان - كه در سال 609 ه كشته شد - بوده است ، ظاهرا ديوان اشعار او از ميان رفته ، ترجمهء احوال با منتخباتى از اشعار او در تذكرهء : « هفت اقليم » . « عرفات العاشقين » . « كعبهء عرفان » - تقى اوحدى دقاقى لنبانى - « لباب الالباب » محمد عوفى ج 11 ص 228 - 229 ليدن . « مجمع الفصحا » ج ر 1 ص 231 » مذكور است . ( ملك رضى الدين بابا قزوينى ) كه مردى شاعرانديشه و سخن‌پيشه . و از طرف ايلخان مغول ابقا خان حاكم دياربكر بوده . و اشعار بسيار داشته است . ( رضى الدين خشّاب ) كه معاصر كمال اسماعيل بوده است . ( رضى الدين على بن سعيد لالا غزنوى ) عم‌زادهء حكيم سنائى غزنوى كه از اخلاف و مريدان شيخ سعد الدين حموى بوده است . ( نفحات الانس - جامى . عرفات العاشقين و مجالس النفائس ص 338 ) . ( 1 ) - مج : نبوده دايم تركان اهل قهندز . مك : نبود دايم تركان قهندز . س : نبوده تركان اهل قهندز را . ( 2 ) - مج . مك : ايشان ببردندى . س : ايشان را ببردندى . ( 3 ) - مج . مك : كوتاه نمىشد چه تركان با وجود كثرت اعداد جلادت و تهوّر تمام داشتند سكندر را مادر . س : كوتاه نميشد سكندر را مادر . ( 4 ) - مج . مك : رخصت داد به شرط . س : رخصت داد كه برود به شرط . ( 5 ) - مج : در هرات توقف و مقام . س . مك : در هرات مقام . ( 6 ) - مج . مك : چون سكندر آغاز بناى هرات . س : چون سكندر رومى از جهت بناى هرات آغاز نهاد .